خانه / آداب زندگی از زبان سعدی

آداب زندگی از زبان سعدی

By fatahi - Posted on 30 آذر 1392

حکايت اول
  بازرگانى را هزار دينار خسارت افتاد؛  پسر را گفت: نبايد که اين سخن با کسی درميان نهی. گفت: ای‌پدر، فرمان توراست، نگويم، ولکن خواهم مرا بر فايده اين مطلع گردانی، که مصلحت در نهان داشتن چيست؟ گفت: تا مصيبت دو نشود يکی نقصان مايه و ديگر شماتت همسايه.

مگوى انده خويش با دشمنان
كه لا حول گويند شادى كنان

 


حکايت دوم
جوانی خردمند از فنون فضايل حظی وافر داشت، و طبعی نافر. چندانکه در محافل دانشمندان نشستی زبان سخن ببستی؛ باری پدرش گفت: ای پسر، تو نيز آنچه دانی بگوی. گفت: ترسم که بپرسند از آنچه ندانم و شرمساری برم.

 

نشنيدى كه صوفيى مى‌كوفت
زير نعلين خويش ميخى چند
 
آستينش گرفت سرهنگى
 كه بيا نعل بر ستورم بند
*****
 حکايت سوم 
  عالمی معتبر را مناظره افتاد با يکی از ملاحده لعنهم الله علی حده. و به حجت با او بس نيامد؛ سپر بينداخت و برگشت. کسی گفتش: تو را با چندين فضل و ادب که داری با بی‌دينی حجت نماند؟ گفت: علم من قرآن است و حديث و گفتار مشايخ؛ و او بدينها معتفد  نيست و نمی‌شنود. مرا شنيدن کفر او به چه کار آيد.

آن كس كه به قرآن و خبر زو نرهى
آنست جوابش كه جوابش ندهى

 


 حکايت چهارم
 جالينوس ابلهی را ديد دست در گريبان دانشمندی زده و بی‌حرمتی همی‌کرد. گفت: اگر اين نادان نبودی کار وی با نادانان بدينجا نرسيدی

دو عاقل را نباشد كين و پيكار
نه دانايى ستيزد با سبكسار
 
اگر نادان به وحشت سخت گويد
خردمندش به نرمى دل بجويد
 
دو صاحبدل نگهدارند مويى
هميدون سركشى و آزرم جويى
 
و گر بر هر دو جانب جاهلانند
 اگر زنجير باشد بگسلانند
 
يكى را زشتخويى داد دشنام
 تحمل كرد و گفت اى خوب فرجام
 
بتر زانم كه خواهى گفتن آنى
 كه دانم عيب من چون من ندانى

 


 حکايت پنجم
سحبان وائل را در فصاحت بی‌نظیر نهاده‌اند. بحکم آنکه بر سر جمع، سالی سخن گفتی لفظی مکرر نکردی. و گر همان اتفاق افتادی، بعبارتی دیگر بگفتی. وز جمله آداب ندماء ملوک یکی اینست.

 

سخن گرچه دلبند و شیرین بود
سزاوار تصدیق و تحسین بود

 

چو یکبار گفتی مگو باز پس
که حلوا چو یکبار خوردند بس

 


حکایت ششم
يکی از حکما را شنيدم که می‌گفت: هرگز کسی بجهل خويش اقرار نکرده است مگر آن کس، که چون ديگری در سخن باشد همچنان ناتمام گفته سخن آغاز کند.

 

سخن را سر است اى خداوند و بُن
مياور سخن در ميان سخُن
 
خداوند تدبير و فرهنگ و هوش
نگويد سخن تا نبيند خموش 

 

برچسب ها

خیلی به درد اولین درس ازاد فارسی کلاس ششم می خوره عاااااااااالی بود

داستان درباره آداب زندگی حکایت هم ميتونه باشه کوتاه و جالب

عالی.مطلب کمه.

خوب بود

عالللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللی بود

ارسال کردن دیدگاه جدید

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
کپچا تصویری
کارکترهایی که در تصویر نمایش داده میشوند را وارد کنید

امکانات

ورود کاربر

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
کپچا تصویری
کارکترهایی که در تصویر نمایش داده میشوند را وارد کنید

اعضای جدید

  • avini
  • rasouli
  • tavakoli2722
  • یاس علی
  • عبدالمجيد

افراد آنلاین

در حال حاضر 1 کاربر و 2 کاربر مهمان آنلاین هستند.